X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین
Write Time
هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من
آسمان بار امانت نتوانست کشید ... قرعه کار به نام من دیوانه زدند

مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 18 شهریور 1393

دختری به نام دردسر! – نانسی فارمر

 

 

 

 

نام کتاب: دختری به نام دردسر! || A Girl Named Disaster

نویسنده: نانسی فارمر || Nancy Farmer

مترجم: سید حبیب گوهری راد – مهدیه محمد اصغری

ناشر: نکوراد

نوبت چاپ: چاپ اول – 1387

تعداد صفحات: 352 صفحه

ـ نامزد دریافت جایزه ی ملی کتاب سال آمریکا

ـ برنده ی مدال افتخار نیوبری

ـ کتاب برگزیده ی انجمن ادبی ALA آمریکا

ـ کتاب برگزیده ی سال پابلیشرز ویکلی

 

 

داستان

داستان در مورد یک دختر آفریقایی به اسم نامو است. دریک دهکده ی خرافی زندگی می کنن. تنها آدم منطقی دهکده مادربزرگ ش است. پدر و مادرش رو در کوچکی از دست داده و حتی اونا رو به خاطر نمیاره. توسط خاله هاش بزرگ شده. بیماری به دهکده می رسه، خیلی ها نابود میشن. مردم دهکده تصمیم میگیرن برن یه دهکده ی بزرگ، پیش جادوگر، که این بیماری رو برطرف کنه. نامو رو هم با خودشون می برن. جادوگر کلی پول ازشون می گیره. بعد میگه که نامو روح شیطانی داره، ارواح می خوان انتقام بگیرن. باید نامو رو بفروشین به خانواده ی روح عصبانی. مردم دهکده قبول می کنن. در این بین مادربزرگ تصمیم میگیره نامو رو نجات بده. تمام اندوخته یی که سالیان سال جمع کرده و مخفیانه نگه داشته بوده، به نامو میده و میگه برو دنبال خانواده ی پدرت. اونا پول دار بودن. می تونن بهت کمک کنن. نامو بالاخره راضی میشه. قایق ِ ماهیگیر دهکده رو بر میداره و شبانه فرار می کنه. قایق سوراخ کوچکی داره. مجبوره هی آب های وارد شده به قایق رو خالی کنه. کلی غذا با خودش برده. باید کنار رودخونه پارو بزنه. کم کم به یه جزیره ی کوچیک می رسه، سعی می کنه آب و غذا تهیه کنه. مدتی در اونجا می مونه ... دوباره راه میافته. یه دختر بچه ی یازده ساله! همه ش مگه چقدر بزرگه که باید با قایق به کشور دیگه یی بره. دوباره به یه جزیره ی دیگه می رسه. چندین ماه تنها، فقط حیون ها دور و برش هستن. ناامید است. فکر نمی کنه که بتونه دوباره زنده بمونه...

توضیحات

موقعی که داشتم این رو می خوندم، یه سری تفکرات داشتم. اگه یکی مثل من، توو یه جنگل یا جزیره گیر بکنه، هیچ غلطی نمی تونه بکنه. نه می تونه آتیش روشن کنه، نه آب و غذایی به دست بیاره. در کل، در عرض یه هفته تلف می شه. ولی از اون ور، به این دختره نامو، حسودی کردم. این که مدت های خیلی طولانی تنها بوده. توو جزیره یی زندگی کرده. میتونه حتی بگه این جزیره مال خودش است. هیچ آدمی اونجا نیست به جز حیوان ها. همه ی آب و غذاش هم می تونه راحت به دست بیاره. از یه ور دیگه، خیلی حرص می خوردم. در عصر جدید، این قدر خرافاتی، این قدر مسخره ...

 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393

شکارچیان غروب – دارن شان

 

 

 

 

کتاب هفتم: شکارچیان غروب

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 221 صفحه

نوبت چاپ: چاپ چهارم – 1385

  

 

خلاصه داستان

دارن، آقای کرپسلی و هارکات، راهی سفر می شوند. قرار است به دیدن جادوگری به نام ایوانا بروند. در بین راه، شاهزاده ی چهارم، ونچا مارچ به آنها اضافه می شود و متوجه می شوند، نفر سوم در مبارزه، ونچا است. در بین راه، با شبح زن ها روبرو می شوند و آنها را شکست می دهند. دارن به خاطر این که در کوهستان اشباح، طی مراسم شاهزاده شدن، مقدار دیگری خون شبحی دریافت کرده، در حال تغییر است و به همه چیز حساس شده است. آن ها به محل زندگی ایوانا می روند و به همراه او، به سیرک عجایب می رسند. موقعی که در سیرک هستند، دارن به طور غریزی (از بس فضول است) ایوانا رو تعقیب می کنه. متوجه میشه که ایوانا با شبح واره ها در حال مذاکره است. به سیرک بر می گیردد و بقیه رو خبر می کنه. تصمیم می گیرن که به شبح واره ها حمله کنند. غافل از این که ارباب شبح واره ها، در بین این جمع است و موفق به فرار می شود ...

 

 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393

گذری بر شعر آلمانی

  

نام کتاب: گذری بر شعر آلمانی

برگزیده ی اشعار شعرای آلمانی زبان

مترجم: دکتر علی عضنفری

ناشر: کتاب سرا

نوبت چاپ: چاپ اول – 1385

 

 

توضیحات

این کتاب مجموعه یی گردآوری شده از اشعار آلمانی می باشد.

شاعرانی چون:گوته – شیلر – روکرت – مارتی – هسه – هبل – بروکس – کلر – ورفل

این کتاب دو زبانه است. هم متن آلمانی موجود می باشد هم ترجمه ی فارسی.

 

پ.ن: نتونستم لینک یا عکسی پیدا کنم از این کتاب. حتی در سایت خود انتشارات.

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393

مدرسه ی ریاضت – لمونی اسنیکت

 

 

 

 

 

کتاب پنجم: مدرسه ی ریاضت

نام مجموعه: ماجراهای ناگوار

نویسنده: لمونی اسنیکت

مترجم: فرزانه کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 216 صفحه

+ لینک خرید اینترنتی کتاب

 

 

 

داستان

وایولت، کلاوس و سانی به مدرسه ی شبانه روزی فرستاده شدن. آقای نرو، مدیر مدرسه، یه موجود آشغال و عوضی به تمام معناست. ولی مشخصات کنت اولاف رو وارد کامپیوتر کرده که شناسایی بشه. سانی مجبوره به عنوان منشی برای مدیر کار کنه. این مدرسه مقررات عجیب و غریبی داره. بچه های بودلر اجازه ندارن در خوابگاه زندگی کنن، چون یتیم هستن. یه آلونکی گوشه ی حیاط است، اینا باید اونجا زندگی کنن. با دوقلوهای کواگمایر آشنا میشن و ماجراهای زندگی شون رو برای اونا تعریف می کنن. می فهمن که دوقلوها هم یتیم هستن و تازه چند وقته موفق شدن در خوابگاه زندگی کنن. قبلاً در همون آلونک زندگی می کردن. این بار، کنت اولاف، به عنوان معلم ورزش وارد مدرسه میشه و هیچ کسی حرف بچه ها رو باور نمی کنه به جز دوقلوها. کواگمایر ها میخوان به بودلرها کمک کنن، از خودشون شجاعت نشون می دن. ولی خبر ندارن که در نهایت، خودشون هم به اندازه ی بودلرها بدبخت میشن ...

 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393

شاهزاده ی اشباح – دارن شان

 

 

 

 

 

کتاب ششم: شاهزاده ی اشباح

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 197 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

 

خلاصه داستان

موقع فرار مخفیانه توسط کوردا، گاونر بهشون ملحق میشه. و در یکی از تونل ها، عده ی زیادی شبح واره می بینن که مخفیانه اومدن و ظاهراً قصد حمله دارن. گاونر درگیر میشه. قراره دارن فرار کنه و خبر بده. ولی وسط راه بر می گرده، می بینه کوردا خیانت کرده و گاونر رو می کشه. و حالا می خواد دارن رو بگیره. دارن موقع فرار، در رودخونه افتاده. جایی که تا حالا هیچ کسی نتونسته از اون زنده بیرون بیاد. وقتی به هوش میاد، گرگ هایی که قبلاً باهاشون آشنا شده بود، نجات ش می دن. کم کم نیروی اش رو به دست میاره. می خواد برگرده به غارهای اشباح تا به همه خبر بده. گرگ ها کمک ش می کنن تا به غار برگرده. ولی می ترسه خودش رو نشون بده. برای همین مخفیانه، میره سراغ سبا، به اون همه چی رو میگه. و سبا هم باور می کنه. الان زمان مراسم است. مراسم انتخاب شاهزاده یی جدید. کوردا قراره شاهزاده بشه، یک خائن. دارن و سبا نقشه دارن که مراسم رو به هم بزنن ...

 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393

آزمون های مرگ – دارن شان 

 

 

 

 

کتاب پنجم: آزمون های مرگ

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 203 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

 

خلاصه داستان

دارن، آقای کرپسلی، گاونر و هارکات (یکی از آدم کوچولوها) بالاخره به شورا رسیدن. دارن به جامعه ی اشباح معرفی شده. با کوردا (کاندیدای شاهزاده ی آینده) و سبا (مربی آقای کرپسلی) و خیلی های دیگه دوست شده. ولی آقای کرپسلی به خاطر این که یک بچه را نیمه شبح کرده، کلی مورد سرزنش قرار گرفته. در ضمن، جامعه ی اشباح، دارن رو قبول ندارن. برای همین تصمیم گرفته میشه که دارن، آزمون های اشباح رو بده. آزمون هایی براش ترتیب میدن که در حد و اندازه ی دارن باشه. اگه کسی در آزمون ها شکست بخوره، باید کشته بشه. ولی دارن خبر نداشته، آزمون دادن ها رو قبول می کنه. حالا مجبوره برای نجات زندگی ش هم که شده تمرین کنه. با کمک کوردا و چند نفر دیگه، قوانینی که به نفع ش هست رو می فهمه. برای هر آزمون می تونه تمرین کنه. استراحت کنه. بالاخره آزمون ها شروع میشه. آزمون اول رو قبول میشه، آزمون دوم رو قبول میشه، ولی کلی صدمه می بینه. آزمون سوم، در موقعیت مرگ قرار میگیره که هارکات دخالت میکنه. و دارن در اصل شکست می خوره و همه رای به مرگ دارن می دن. ولی کوردا، دارن رو مخفیانه می خواد فراری بده...

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393

کوهستان شبح – دارن شان

 

 

 

 

کتاب چهارم: کوهستان شبح

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 187 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

 

خلاصه داستان: 

آقای کرپسلی قراره به کوهستان اشباح بره و باید دارن رو هم با خودش ببره تا به شورا و ژنرال ها معرفی کنه و کلی هم توضیح بده. قبل از حرکت، آقای تینی وارد سیرک میشه و آقای کرپسلی و دارن رو صدا می زنه. مجبورشون می کنه دو تا از آدم کوچولوها رو با خودشون ببرن. و بهشون میگه که این دو تا، از طرف من، برای شاهزاده های اشباح، پیغام قراره بیارن. آقای کرپسلی و دارن خیلی راضی نیستن از این موضوع. ولی توانایی مخالف با آقای تینی رو ندارند. بالاخره سفر شروع میشه. این شورای اشباح، هر 12 سال یک بار تشکیل میشه و همه ی اشباح در اون شرکت می کنن. در ضمن، نمی تونن برای رفتن به شورا، از دویدن سریع (نامرئی) استفاده کنن. در بین راه، گاونر بهشون ملحق میشه و در کوهستان، دارن با چند تا گرگ آشنا میشه و با یک خرس می جنگه. در بین راه، خون شبح واره ها رو پیدا میکنن. و حالا باید هر چه سریع تر خودشون به رو شورا برسونن.

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393

دخمه ی خونین – دارن شان

 

 

 

 

کتاب سوم: دخمه ی خونین

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 200 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

پیشگفتار

او جلوی من است ... همان شبح ... آقای کرپسلی! او هم مثل من، آرام حرکت می کند. به مرد چاقی چشم دوخته است که جلوتر از او راه می رود.

آن مرد چاق! به خاطر اوست که من الان در این کشتارگاه هستم. او مردی است که آقای کرپسلی می خواهد بکشدش و من باید نجاتش بدهم.

ایورا خیلی عقب تر از ماست. من او را بیرون گذاشتم. لازم نبود که هر دو ما زندگی مان را به خطر بیندازیم.

کمی سریع تر حرکت می کنم تا به آقای کرپسلی نزدیک تر باشم. هیچ کدام از آن ها نمی دانند که من اینجا هستم.

چند قدم جلو می روم. خوشبختانه آقای کرپسلی متوجه من نیست و تمام حواسش به مرد چاق است.

چاقو را محکم تر می گیرم. تمام روز، این کار را تمرین کرده ام. خوب می دانم که می خواهم چه کار کنم. باید چاقو را فوری در گردن آقای کرپسلی فرو کنم و بعد، دیگر شبحی در کار نخواهد بود. فقط یک لاشه ی دیگر به این لاشه ها اضافه می شود.

در همان لحظه که آقای کرپسلی به طرف مرد می پرد، با صدای بلند جیغ می کشم و به قصد کشت، به او چاقو می زنم ...

  

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393

دستیار یک شبح – دارن شان

 

 

 

 

 

کتاب دوم: دستیار یک شبح

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 228 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

خلاصه داستان

دارن الان نیمه شبح شده و دستیار آقای کرپسلی است. برعکس اشباح کامل، می تونه در روز بیرون بره، به خون کمتری نیاز داره. هنوز حاضر نشده که خون انسان بخوره. تا حالا فقط خون حیوانات رو خورد. ولی آقای کرپسلی داره بهش تذکر می ده. بدون خون انسان خیلی ضعیف میشه و در نهایت می میره. دارن افسرده شده، تنهاست. برای همین آقای کرپسلی تصمیم میگره به سیرک عجایب برگرده تا دارن با اعضای سیرک باشه و کمتر احساس تنهایی کنه. به سیرک بر می گردن. آقای تال، رئیس سیرک استقبال خوبی می کنه و قراره دارن به همرا ایورا (پسر ماری) زندگی کنه و در کارهای سیرک کمک کنه. با ایورا دوست میشه. همه ی اعضای سیرک موجودات عجیبی هستن. برای همین نیمه شبح بودن دارن، برای هیچ کسی تعجب آور نیست. قراره در این شهر جدیدی که رسیدن، یه نمایش داشته باشن. دارن و ایورا با یه پسر محلی به اسم سام دوست می شن. خون انسان نخوردن دارن، نمایش سیرک، سام، گروه محافظ از محیط زیست و ... دست به دست هم می ده تا دارن مجبور میشه از دوست عزیزش سام، تغذیه کنه و ...

 

پ.ن: این مجموعه کتاب رو شونصد بار خونده بودم (به صورت PDF)، ولی حالا از کتابخونه گرفتم. دوباره دارم می خونم. فکر می کردم توو وبلاگ معرفی ش کرده باشم. ولی دیدم نیست. حالا دارم این کار رو انجام می دم.

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 مرداد 1393

سیرک عجایب – دارن شان

 

 

 

 

کتاب اول: سیرک عجایب

نام مجموعه: قصه های سرزمین اشباح (12 جلد)

نویسنده: دارن شان

مترجم: سوده کریمی

ناشر: موسسه انتشارات قدیانی

تعداد صفحات: 259 صفحه

نوبت چاپ: چاپ اول – 1383

+ خرید اینترنتی کتاب

 

 

خلاصه داستان

دارن، استیو و چند تا از بچه های دیگه، یه آگهی دیده بودن در مورد سیرک عجایب. تصمیم گرفتن که با همدیگه برن تماشا. ولی پول نداشتن بلیط بخرن. برای همین پول ها رو یکی کردن، و استیو تونست دو تا بلیط بگیره. استیو چون پول بیشتر گذاشته بود، یکی از بلیط ها نصیب ش شد، موند بلیط بعدی، که از قضای روزگار، به دارن رسید. ماجرا از اونجا شروع میشه که نصفه شب، وقتی این دوتا به سیرک می رن و نمایش فوق العاده یی رو می بینن، موقع برگشت، استیو سراغ یکی از بازیگران سیرک به اسم آقای کرپسلی می ره و تهدید ش می کنه تا بشه دستیار اون وگرنه به همه میگه که آقای کرپسلی یک شبح است. ولی آقای کرپسلی بهش میگه که خون وحشی داره و به درد شبح شدن نمی خوره. و دارن داره همه ی اینا رو مخفیانه نگاه می کنه. دارن فرار می کنه و به خونه می ره و یه مدت با استیو سرسنگین میشه. آقای کرپسلی یه عنکبوت فوق العاده زیبا و خطرناک داره که باهاش برنامه ها رو اجرا می کرده. دارن هم عاشق عنکبوت. تصمیم میگره عنکبوت (خانم اکتا) رو بدزده و به نظرش اصلاً هم کار بدی نیست، چون آقای کرپسلی یک شبح است. با ترس و لرز بسیار عنکبوت رو می دزده و دو هفته ی تمام در ترس می گذرونه و انتظار داره که آقای کرپسلی بیاد و اونو بکشه. یه روز استیو میاد خونه شون، دارن هم بالاخره همه چی رو اعتراف می کنه. میخوان با عنکبوت بازی کنن. ولی عنکبوت استیو رو نیش می زنه و استیو به کما میره. حالا دارن باید دنبال آقای کرپسلی باشه تا پادزهر رو بگیره. ولی این پادزهر یه شرط داره. اون شرط هم، نیمه شبح شدن و دستیار شدن ِ دارن است و دارن بالاخره قبول می کنه ...




طبقه بندی:
ارسال توسط ویروس
   1      2      3      4      5      ...      12    >>

قالب وبلاگ